بهره برداری اوباما از موضوع حمله به ایران

به گزارش خبرچین به نقل از پایگاه خبری تحلیلی نشنال اینترست، خط مشی اصلی رسانه ای حال حاضر آمریکا بر این است که برنامه هسته ای ایران، تهدیدی مستقیم برای منافع امنیتی آمریکا و یک «تهدید وجودی» علیه اسرائیل است، و همچنین این رویکرد را در جامعه جهانی القا می کند که هرکس که مخالف جنگ با ایران باشد «ضد- اسرائیلی است»

تصویری که رسانه ها در حول و حوش انتخابات آتی ایالات متحده و همزمان با مناظره های نامزدهای انتخاباتی ساخته اند، از احمدی نژاد به عنوان هیتلر حال حاضر جهان نام برده و اوباما را منجی جهان و شخصی که بدون او سیاست جهانی در هم میریزد و اسرائیل به ایران حمله کرده و ایران با بمب اتم به اروپا و آمریکا حمله خواهد کرد نشان می دهد.

اوباما اظهار داشته است که ایران هسته ای«غیرقابل قبول است» و اینکه هیچ گزینه ای برای متوقف ساختن ایران کاملا از دسترس بیرون نیست. هیلاری کلینتون، بارها تلویحا ایران را تهدید به حمله نظامی کرده است، ژنرال های ارتش آمریکا از توان آمریکا برای حمله به ایران سخن گفته و این حمله را برای امریکا به سادگی آب خوردن دانسته اند.

اما از سوی دیگر، اوباما و بسیاری سیاستمداران دیگر آمریکا، مرتبا از راه حل دیپلماتیک نیز برای این مساله سخن می گویند. بیان می کنند که حمله به ایران باعث بحران اقتصاد جهانی می شود. بیان می کنند که آمریکا جلو اسرائیل را برای حمله به ایران گرفته است.

درعین حال دولت اوباما از اینکه پاسخش در قبال حمله فرضی به تاسیسات اتمی ایران از سوی اسرائیل چه خواهد بود ساکت مانده است.

لئون پانتا، وزیر دفاع ایالات متحده گفت: «درسال گذشته اسرائیل را از پیامدهای اقتصادی جهانی یک حمله نظامی به ایران آگاه و هشدار داده ام».

در کل اینکه اظهارنظرهای سیاستمداران آمریکایی در قبال حمله نظامی اسرائیل به ایران دوپهلو و از جهتی متناقض است؛ آیا ایالات متحده نمی داند دارد چه کاری انجام می دهد؟ و یا اینکه کاملا خوب می داند چه کاری انجام می دهد و هدفش از اینگونه اظهارنظرهای دوپهلو عدم آرام سازی فضای جهانی و ماهی گرفتن از این آب گل آلود است.

لذا با توجه به این سیگنال های متناقض از سوی دولت اوباما، فهم سیاست این دولت در برابر جمهوری اسلامی ایران سخت است، آیا کاخ سفید با این اقدامات می خواهد به اسرائیل در مورد حمله نظامی به ایران چراغ سبز نشان دهد یا اینکه در زمان بروز این  حرکت از سوی اسرائیل آمریکا آنرا وتو خواهد کرد؟ و یا اینکه به دنبال یک راه حل مسالمت آمیز و گفت وگو با ایران برای رسیدن به یک نتیجه مورد قبول دو طرف می باشد؟

این نوع سیاست مشوش از سوی دولت اوباما و تزریق مقدار زیادی «سروصدا» به جو جامعه جهانی، می تواند نوعی مزیت و برتری استراتژیک برای دولت اوباما ایجاد کند.

آنچه که اکثر تحلیل گران نسبت به آن اتقاق نظر دارند، تاثیر مخرب حمله به ایران بر روی اقتصاد جهانی است. همچنین چنین حمله ای در این اوضاع خراب اقتصادی اروپا و بحران مالی آمریکا و همچنین مشکلاتی که ایالات متحده از درون با آن روبروست همچون جنبش ضدوال استریت و بدهی بانک های خصوصی این کشور، در حال حاضر بسیار بعید به نظر می رسد.

پس هدف آمریکا از نشان دادن چنین سیاست مشوش و تزریق این مقدار زیاد سروصدای رسانه ای به جامعه جهانی چیست؟

تحلیل عمده می تواند این باشد که بروز این حس اشفتگی و سروصدای رسانه ای علیه ایران، نوعی ابزار جنگی علیه جمهوری اسلامی ایران است. آمریکا خواهان القای این تصور به سیاستمداران ایران است که «من قادر به کنترل اسرائیل نیستم» و از سوی دیگر وارد ساختن فشار دیپلماتیک به روسیه و چین که «از تحریم هایی که من علیه ایران وضع می کنم حمایت کنید یا اینکه اسرائیل به ایران حمله نظامی خواهد کرد».

پس اوباما با پیش گرفتن این سیاست کج دار ومریز و به ظاهر سردرگم خواهن معامله با ایران است. ایالات متحده می خواهد بدون آنکه وجهه سیاسی و ابرقدرتی این کشور در جامعه جهانی آسیب ببیند و بدون آنکه ضررهای حمله نظامی به ایران که در این شرایط بسیار بعید است را متحمل شود، با وارد ساختن فشار رسانه ای به ایران، این کشور را بر میز مذاکره نشانده و تا جایی که می تواند از ایران امتیاز بگیرد.
/ 0 نظر / 14 بازدید