خـبــــــــرچـیـــــــــــن
 
تازه ترین مطالب : علمی،فرهنگی،هنری،سیاسی،اجتماعی و...

کارلوس کی‌روش با انتقاد از زمین‌های چمن در ایران گفت: با چنین زمین‌هایی فوتبال ایران به جایی نمی‌رسد...


کارلوس کی‌روش سرمربی تیم ملی فوتبال ایران امروز در برنامه ورزش و مردم حاضر شد و به سؤالات بهرام شفیع مجری این برنامه پاسخ داد.

متن این گفت‌وگو به شرح زیر است:

* چرا سرمربی تیم ملی ایران شدید؟
خیلی ساده بود. آن چیزی که من در چند سال آینده کاری‌ام به دنبالش بودم همان چیزی بود که فدراسیون فوتبال ایران می‌خواست. ما یک هدف و یک رؤیا داشتیم و آن حضور در جام جهانی بود و به این ترتیب این ارتباط راحت به وجود آمد تا ایران به جام جهانی صعود کند.

* از فروردین ۹۰ که به ایران آمده‌اید آیا تمام چیزهایی که متصور بودید محقق شد؟
آن چیزهایی که می‌خواستم مربوط به ساختار فوتبال ایران می‌شد. مهمترین نکته بازیکنانی بودند که انگیزه بالایی داشتند ضمن اینکه حمایت خوبی از سازمان لیگ، مربیان و باشگاه‌ها از من شد و یک هارمونی بین بازیکنان، لیگ، تیم ملی و فدراسیون ایجاد کردیم.

* شما مخالف حضور سرپرست در تیم ملی هستید یا با ترابیان، سرپرست سابق تیم ملی مشکل داشتید؟
هیچ کدام. ما اکنون یک چارت برای تیم ملی طراحی کرده‌ایم که مسئولیت‌های همه مشخص است و دپارتمان‌های مختلفی تعریف شده است. هر روز هم بهتر از روز گذشته کار می‌کنیم و پیشرفتمان قابل لمس است. آنهایی که در تیم ملی کار می‌کنند باید کار تمام وقت و تمرکز کامل داشته باشند و اکنون افرادی که در این چارت حضور دارند این ویژگی را دارند.

* قرار بود شما روی تیم‌های پایه ایران نیز نظارت داشته باشید اما در برخی مواقع از این تیم‌ها انتقاد کردید دلیلش چیست؟
دقیقا همین طور است. قرار بود تیم‌های دیگر با نظارت و حمایت من کار کنند. در مرحله اول تیم المپیک و زیر ۱۹ سال این کار را انجام داد اما در مورد تیم نوجوانان با من صحبتی نشده بود. در جلسه اخیر با کفاشیان و تاج آنها از شرایط این تیم ابراز نگرانی کردند و قرار شد من هم بر این تیم نظارت کنم. خوشحالم که بتوانم چنین کاری انجام دهم. در تمام تیم‌هایی که کار کردم چنین کاری را انجام دادم اما همه چیز باید شفاف بررسی شود. من می‌خواهم نظارت داشته باشم و تجربه و دانشم را در اختیار این تیم‌ها قرار دهم و بخشی از تصمیم‌گیری این تیم‌ها باشم. یک مسئله را باید بگویم اینکه شما خودتان کار را انجام دهید و بعد اسم من را بگویید بدون آنکه من در جریان باشم در واقع از اسم من استفاده کرده‌اید. شاید به نظر یکسان برسد اما این دو مسئله خیلی متفاوت است. من آمادگی همکاری دارم ولی نه اینکه فقط اسمم مطرح باشد که کفاشیان در جلسه اخیر واضح حرف زد و گفت از این به بعد برنامه‌های تیم نوجوانان با نظارت من باشد و قرار است در مورد این تیم هم نظراتم را بگویم.

* اهالی فوتبال استقبال خوبی از شما کردند. این مسئله چه مسئولیتی برای شما ایجاد می‌کند؟
مسئولیتی که شما از آن حرف می‌زنید از روز اول با من بود. از روزی که نوع پذیرش هواداران و اهالی فوتبال ایران را دیدم احساس مسئولیت بیشتری کردم و باید دو سه برابر بیشتر کار کنم تا بتوانم پاسخگوی چنین مسئولیتی باشم. من در قبال ۷۵ میلیون ایرانی مسئولیت دارم. ۷۵ میلیون ایرانی روی شانه چپ من هستند و خبرنگاران و رسانه‌ها روی شانه راست من و هنوز نمی‌دانم کدام سنگین‌ترند.
نکته حائز اهمیت آن است که باید برای پیشرفت کار کنیم و این باور به وجود بیاید که ما باید ابزار لازم مانند هماهنگی، مدیریت، بخش اداری قوی و... را داشته باشیم. نکته مهمتر این است که فدراسیون فوتبال به من پول نمی‌دهد که من فقط در اینجا کار کنم بلکه مهم کسب نتیجه و صعود تیم ایران به جام جهانی است. این بخش خیلی مهم است و حتی رؤیای خود من هم هست.

* شما گفتید با روی مبل نشستن نمی‌توان به جام جهانی صعود کرد...
من مربی‌ای نیستم که روی نیمکت بنشینم و بازیکنان را به میدان بفرستم و از صعود به جام جهانی لذت ببرم. ما باید با غرور و افتخار کار کنیم و اگر کوچکترین شانسی برای موفقیت مقابل تیم هایی مثل برزیل، آلمان و انگلیس داریم از هم اکنون باید آماده سازی خود را شروع کنیم. برای گذراندن تعطیلات به برزیل نمی‌روم. اگر این چنین باشد مربیانی هستند که چنین کاری را دوست دارند و خیلی از بازیکنان هم دوست دارند که تعطیلاتشان را در برزیل بگذرانند اما یک نکته مهم برای فوتبال ایران این است که نمی‌خواهم یک تیم شکست خورده باشیم.

در جام جهانی 2010 پرتغال ۷ بر صفر کره شمالی را شکست داد و من در جریان بازی به چهره همکارانم روی نیمکت نگاه کردم و بعد از بازی بلافاصله به سمت سرمربی کره رفتم و او را در آغوش گرفتم زیرا می‌دانستم در پشت آن چهره یک ملت وجود دارد که غرورش با این نتیجه خدشه‌دار شده است. دوست ندارم در جام جهانی 2014 به هیچ عنوان جای مربی کره  شمالی باشم. البته صعود به جام جهانی این ریسک را دارد ولی باید از چنین اتفاقاتی پیشگیری کنیم.

* نقش مربی در توسعه ورزش چقدر است؟
مربیان نقش بزرگی در توسعه ورزش دارند اما آنها نمی‌توانند کارهای جادویی کنند. هیچ جادویی وجود ندارد. اهالی فوتبال و باشگاه‌ها نباید تمام داشته‌هایشان را در یک سبد قرار دهند مثلا اگر باشگاهی تصور کند با خرید یک مهاجم خوب همه کارها را انجام داده و کار تمام است اشتباه می‌کند و پیشرفت حاصل نخواهد شد.

برای پیشرفت باید عناصر بنیادی پیشرفت را داشته باشیم بازیکن خوب، مربی خوب، زمین خوب، بخش اداری و مدیریتی قوی، تجهیزات خوب تا بتوانیم در آینده پیشرفت کنیم. بازیکنان فوتبال را بازی می‌کنند اما چرا به مربیان زیاد بها داده می‌شود علتش آن است که مربیان دانش خود را به بازیکنان منتقل می‌کنند و مربیان باهوش و تحصیلکرده می‌توانند فوتبال را از رکود خارج کنند تا فوتبال سیر تکاملی و تدریجی خود را پیش ببرد. مربیان هیچ وقتی برای استراحت ندارند چه بعد از باخت چه بعد از برد. آنها همیشه زیر فشار مدیران و تماشاگران قرار دارند و اگر نتیجه نگیرند شغل‌شان را از دست می‌دهند. بنابراین آنها کسانی هستند که برای پیشرفت فوتبال می‌جنگند.

* شما قبل از بازی قرص آرام‌بخش می‌خورید؟
قطعا چنین کاری می‌کنم زیرا باید تمرکزم را در جریان بازی حفظ کنم.
(در این لحظه عکسی از دوران کودکی کی‌روش نشان داده شد که سرمربی تیم ملی گفت: این عکس من یا پسرم نیست و او را نمی‌شناسم. این اشتباهی است که برخی از سایت‌ها انجام دادند. سرمربی تیم ملی همچنین در مورد رسانه‌ها گفت: خوشبختانه من خیلی از مسائلی را که روزنامه‌ها می‌نویسند را متوجه نمی‌شوم.)

*نظر شما در مورد سر آلکس فرگوسن چیست؟
نتایجی که او با منچستر گرفته گویای شخصیتش در فوتبال است. من به عنوان فردی که شش سال شبانه‌روز با فرگوسن کار کرده‌ام می‌گویم او شخصیتی فوق‌العاده است و چیزی که اکثر مردم در مورد او نمی‌دانند این است که فرگوسن شوخ طبع است و این بهترین دارو برای فوتبال است.

* البته فرگوسن مدام آدامس می‌خورد!
به دلیل آنکه ذهن و مغز ما در جریان بازی نیاز به قند دارد، آدامس می‌خورد.

* فرگوسن چند سال دیگر می‌ماند؟
اگر شما می‌توانید بگویید چند سال دیگر تا بی نهایت زمان باقی است من هم می‌توانم بگویم که او چند سال دیگر می‌تواند مربی‌گری کند.

* نظر شما در مورد مورینیو چیست؟
او یک مربی پرتغالی است که من از موفقیت‌هایش خوشحال می‌شوم. شخصیت خاصی دارد و در فوتبال یا باید از او متنفر بود و یا اینکه عاشقش باشی. او ادبیات خاص خودش را دارد که بیشتر مربیان ادبیاتش را متوجه نمی‌شوند و همچنین او هم ادبیات بقیه را متوجه نمی‌شود.

* شما طرفدار رئال مادرید هستید یا بارسلونا؟
من سرمربی رئال مادرید بودم. و وقتی با باشگاهی کار می‌کنید قطعا آن باشگاه در دل شما جای دارد اما برای بارسا هم احترام زیادی قائلم و از فوتبالی که این باشگاه ارائه می‌دهد باید تشکر کرد.

* عامل موفقیت بارسا گواردیولا است یا بازیکنان؟
سؤال جالبی را مطرح کردید. اینکه مربیان و بازیکنان نقش کلیدی در موفقیت تیم دارند بسیار مهم است اما باید بدانیم فوتبالی که این تیم ارائه می‌کند و فرهنگی را که به فوتبال ارائه می‌دهد حاصل یک یا دو سال نیست. سال‌هاست که آنها کار می‌کنند و این نوع فرهنگ و ذهنیت به سال‌های گذشته برمی‌گردد برخی از بازیکنان از سن ۹ تا ۱۵ سالگی با همین ذهنیت در بارسا بازی و رشد کرده‌اند و به همین دلیل است که اکنون بارسلونا مانند یک ارکستر سمفونیک است نه یک فوتبال.

این مثال‌ها یعنی بارسا و منچستر و یا کاری که در پرتغال انجام دادیم باید در فوتبال ایران هم اتفاق بیفتد این در همه دنیاست که باید برنامه ریزی خوبی انجام شود. ما مربیان باید میراث خوبی برای نسل بعدی بگذرانیم و فقط نباید ذهنمان متوجه فوتبال امروز باشد. دو نوع مربی در فوتبال داریم یک نوع مربی فقط به بازی حال حاضر می‌پردازند و کاری به گذشته و آینده ندارند و نوع دوم مربیانی هستند که مثل من تلاش می‌کنند میراثی برای نسل بعد بگذارند. من می‌خواهم کاری کنم که مربی بعدی ایران حس کند اتفاق و تصمیمات خوبی در فوتبال ایران گرفته شده و آن مربی نیز برای پیشرفت تلاش بیشتری کند. زمانی که من سرمربی رئال بودم قضیه برعکس بود. ما آنقدر خوب بودیم که بارسلونا را راحت شکست می‌دادیم و آنها در زمین بازیکنان ما را می‌زدند و یا از داور انتقاد می کردند. اکنون اما قضیه برعکس شده و رئال می‌بازد و از داور انتقاد می‌کند. بارسلونا تیم بسیار شایسته‌ای است.

* کدام تیم لیگ برتری ایران را می‌پسندید؟
بهتر است در این مورد نظرم را نگویم زیرا ممکن است تفسیری که از حرف‌هایم می‌شود برداشت درستی نباشد اما برخی از تیم‌ها را می‌بینم که صعود یا افت می‌کنند و من از تمام مربیان شاغل در فوتبال ایران حمایت می‌کنم. فوتبال ایران با چنین زمین‌های بی‌کیفیتی به هیچ کجا نمی‌رسد. کیفیت زمین سطح بازی را پایین می‌آورد. ایران بازیکنان تکنیکی زیادی دارد اما آنها نمی‌توانند در این زمین‌ها کار تکنیکی انجام دهند و حرکات پا به توپ داشته باشند. ملوان، استقلال، پرسپولیس و ... بازیکنان تکنیکی دارد اما در زمین‌های ناهموار کار تکنیکی، کار ترکیبی، کار سرعتی نمی‌توان انجام داد زیرا انگار به توپ برق وصل کرده‌اند و توپ مدام بالا و پایین می‌پرد.

سؤال من این است که وقتی زمین خوب نیست چرا بازیکن برزیلی می‌آورید؟ این همان چیزی است که من می‌گویم، باید در ورزش سرمایه گذاری و منابع به طور دقیق تقسیم شود اگر ۴-۵ بازیکن خوب می آوریم باید ۵-۴ زمین خوب هم درست کنیم و بعد به دنبال بازیکنان خوب باشیم. به طور مثال در هاکی اگر مربیان تحصیلکرده داشته باشیم اما آنها چوب هاکی نداشته باشند آیا می‌توانند هاکی بازی کنند؟ آیا با جاروی خانه می‌توان چوب هاکی را درست کرد و انتظار پیشرفت هم داشته باشیم؟ بنابراین باید ابزار پیشرفت باشد.

* نظرتان در مورد حرف‌های مظلومی که گفته کی‌روش سرپرست را از تیم ملی حذف کرد، چیست؟
مظلومی و مربیان دیگر باید بدانند وقتی حرفی می‌زنند باید مسئولیت آن را بر عهده بگیرد. ایشان می‌گوید من سرپرست تیم ملی را حذف کردم که صد در صد در این زمینه اشتباه می‌کند و مطلع نیست. او باید حواسش را بیشتر جمع کند به خاطر اینکه در مورد بقیه مربیان اظهارنظر می‌کند. من سرپرست تیم را حذف نکردم؛ اول اینکه این اجازه را ندارم دوم اینکه کفاشیان به من گفت ترابیان خودش استعفا داده و از همکاری با تیم ملی عذرخواهی کرده است. اگر از من بپرسید که او چرا کی و به چه دلیل از تیم ملی رفت من توضیحی ندارم. وظیفه من هم نیست که آن را پیگیری کنم ولی باید یک چیزی را شفاف بگویم اینکه ارتباط تیم ملی با مجموعه فدراسیون قرار است به طور مستقیم زیر نظر کفاشیان باشد و کفاشیان بعداز رفتن ترابیان یک مدیر اجرایی و یک مدیر تیم منصوب کرد. باید بین مدیر تیم و سرپرست نیز فرق قائل شد. مظلومی یک جمله از مورینیو گفت اینکه تنها پدر شکست مربی است اما پیروزی پدرهای زیادی دارد، بهتر است او یک جمله از من یاد بگیرد اینکه وقتی تیم می‌بازد، من پدر آن شکست و مسئول آن هستم.

* درمورد دیدار با قطر و برنامه‌های تیم ملی در خرداد توضیح مختصری دهید.
زمانی که به ایران آمدم یک مسئولیت از من خواسته شد و آن صعود به جام جهانی 2014 بود. این هدف را کفاشیان و فدراسیون از من خواستند آنها از من قهرمانی یا حضور در جام جهانی را نخواستند اما مشکل آن است که برخی افراد نمی‌دانند کی به جام جهانی قرار است صعود کنیم. برخی افراد تصور می‌کنند ما در سال 2014 به جام جهانی می‌رویم در حالی که در ژوئن سال 2012 یعنی همین خردادماه کار صعود به جام جهانی قطعی می‌شود و باید کار کنیم. برای اینکه لیگ برتر فشرده بود نمی‌توانستند ماهی یک بار اردو برگزار کنند اما قبل از بازی با قطر یک اردو در امارات خواهیم داشت و با اردن بازی می‌کنیم. ۹ اردیبهشت نیز اردویی داریم زیرا سه بازی حساس در خردادماه پیش رویمان است. ۹ امتیاز در خردادماه برای صعود به جام جهانی است یعنی ۳۵ درصد امتیازها برای حضور در جام جهانی در خردادماه است.

* در مورد کلماتی که می‌شنوید نظرتان را بگویید.
اسپانیا: هنوز هم ناراحتم زیرا با شکست برابر این تیم از جام جهانی حذف شدیم.
ترابیان: او من را به ایران آورد.
بلاژویچ: مربی بسیار خوبی است.
والی‌زاده: زبان من در تفکرات و نظرات.
علی پروین: احترام کاملی برایش قائلم.
کفاشیان: به غیر از رئیس، دوست بسیار خوب.
کریس رونالدو: بازیکن من در پرتغال و رئال مادرید.
جام جهانی: رؤیا و مأموریت من.


نوشته شده در تاريخ جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠ توسط یاس
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | ياس : yasblog

تبادل لينک

خريد بک لينک